درباره وبلاگ خاطرات


خاطرات خصوصی
تفکراتم
مشکلاتم
در کل خاطرات خصوصی که می شد عمومی هم بیان بشه رو گفتم.
نوع نوشتار ساده و روان و گفتاری هست.
سعی بر صداقت داشتم.

متولد اواخر دهه شصت.
مجرد.
مرد.
مشهد.
کامیپوتر.
tajrobenik

مدیر وبلاگ : رونیک
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
وبلاگ خاطرات رونیک
خاطرات و تفکرات رونیک خصوصی که به صورت عمومی بیان شده است.
صفحه نخست             تماس با مدیر               RSS               
شنبه 1394/03/2 :: نویسنده : رونیک
به امید خدا....
9403






نوع مطلب : جمعه، نماز صبح خوندم، نوشته های مثبتی، 
برچسب ها : شروع،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1394/02/22 :: نویسنده : رونیک

هنوز بعد از این همه کار دارم شاگردی می کنم!

رونیک تو اگه می تونی خودت کار کنی خوب برو شروع کن دیگه ... عجب وضعیه ها ...

البته تو این شرکت ه که تازه رفتم و گفتم استعداد هام رو احتمال داره استخدام بشم....

هر جور نیگاه می کنم من آدم استخدامی هستم که کنارش خودم واسه خودم کار کنم ... نه این که فقط خودم واسه خودم کار کنم....

اگه اون کار نشد ... همین شاگری که دارم می رم رو ادامه می دم ... اگه این شاگردی ه نشد ... این چند روز با شرکت جدیدی آشنا شدم که اون هم

نسبتا شرکت بزرگی هست و خوب تو کار شبکه نیست که نیست ... فوقش این که واسش سیستم اسمبل می کنم و یا مثلا پی ام!!!!

پی ام : یعنی به عنوان یک مهندس بریم سیستم های کامپیوتر های ادارات رو باد گیری کنیم.!

امروز : وقتی داشتم کار می کردم ( شبکه) طرف اومد گفت: شما برق کارین!!!!! اصلا مونده بودم.... خودم و خودم ... می خواستم برگردم بزنمش!

از طرفی راست هم می گفت بیشتر کارهایی که دارم انجام می دم شبیه به برق کاراست تا این که شبکه کار ...

دیگه اوج کارهای مهندسی که دارم انجام می دم همین پچ پنل هست ....

هیچی دیگه اگه خواستین یک شبکه کار رو روحیش رو استاد کنید وقتی داره کابل کشی می کنه بهش بیگین شما برق کارین.

دیگه این که یک سری تصمیماتی هم گرفتم.

امید به خدا.






نوع مطلب : دوشنبه، کار و درآمد زایی، 
برچسب ها : خودت برق کاری!، خودتی!!!، شبکه کار یا برق کار، کابل کشی شبکه،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1394/02/13 :: نویسنده : رونیک
هیچی دیگه یک سال دنبال کار گشتیم ... پیدا نکردیم...
این شد که دیدیم بهترین کار این هست که خودمون یک کار راه بندازیم...

چند وقتی هست که به این موضوع فکر می کنم... این که خودم یک کاری راه بندازم...


نه به خاطر این که کاری جهت استخدام پیدا نکردم ها ( البته بی تاثیر هم نبوده) اما فقط این نیست...

وقتی می بینم استعداد این کار رو دارم که خودم یک مدیر عامل موفق تو زمینه ی شبکه کامپیوتر باشم خوب چرا کار راه نندازم ..

مثلا شرکتی که یک سال پیش پیششون کار می کردم ...
من از مدیر اجرایی اون شرکت چی کم دارم....
( با صداقت بخام بگم: با مدیر عامل فرقم رابطه هایی بود که مدیر عامله داشت : گویا استاد دانشگاه بود و مدیر اجرایی هم به نظرم با تجربه تر از من بود و خوب سن و سال اون باشم نباید چیزی کم تر اون باشم! )

یا از این افرادی که می یان تو شرکت های مختلف باهاشون برخورد دارم.
به نظرم حدودا از همشون با استعداد ترم.

دیگه اوج افرادی که دیدم و خیلی مثلا حرفه ای بود تو زمینه ی میکروتیک که داشت کانفیگ می کرد.
صفحه لوگین رو می خواست ویرایش کنه من راهنماییش کردم که این چه وضعه ویرایش ه باید آدرس ایمج فقط اسمش رو بنویسی تا لود بشه نه آدرس!!!

البته با توجه به خلقیاتم و مدلم بیشتر این طوری بودم که نفر دوم بودم!
یعنی اصل موضوعیت مسئولیت رو نمی تونستم قبول کنم فقط لازم بوده یک نفر مسئولیت قبول کنه تا من پشت سره اون بتونم بهترین کار ها رو انجام بده.



البته خیلی از موارد هم بوده وقتی خودم مسئولتی رو قبول می کردم تا آخرش رو می رفتم و خوب بودم و اتفاقا بیشتر درگیر می شدم شاید بخاطر ترس از بیشتر شدن کارم بوده که مسئولیت نمی پذیرفتم اما خوب موضوع کار فرق می کنه.

خوب یک سری تراکت چاپ کنم ؛ پخش کنم ببینم چی می شه.

اصل موضوع گرفتن کار هست و بعدش خودم با دوستان سعی می کنم جمعش کنم و فعلا به هیچ عنوان به فکر سود زیاد برای خودم نباشم... حتی اگه یک مدت بی کار بودم و بگم مثلا این یک هفته تو این ماه کار کردم پس پول یک ماه نباشه بلکه همون یک هفته حساب کنم.






نوع مطلب : شنبه، کار و درآمد زایی، 
برچسب ها : شروع به کار خودم،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1394/02/3 :: نویسنده : رونیک
امروز:

به این فکر می کردم که از اول دبستان به فکر یک شغل خوب برای آیندم بودم!
الان هم به فکر یک شغل خوب.
دنبالشم.

تازگی ها تو فکر این م که من شبکه کار نیستم/.
یکم کار پسیو شبکه بلدم ... یکم هم اکتیو...
اما این کار رو خیلی ها بلدن... بلد هم نباشن خیلی اکتیو تخصصی تر از من سراغ دارن و خیلی پسیو تخصصی تر من.
البته من هم سراغ دارم.

با این که خیلی ها این عقیده رو دارن
و باید هدف داشته باشی و این حرف ها ...
اما مثل این که تو شرایط ما هدف مدف : کشک....

خلاصه  به فکر این هستیم که بریم تو فاز استفاده از پدران دیگران... بلکم یک کاری هم واسه ما جور کنن.
خودمون که یک سال بی کار بودم و بس.

جالب ه که جزو اون آدم هایی نبودم که بگم خیلی پول واسم مهم هست !
حتی از شرکت قبلی هم که اومدم بیرون بخاطر پولش نبود...
شاید واقعا بدون این که بخوام الکی کلاس بزارم هدفم از کار کردن مفید بودن و کسب درآمد باشه.
مفید بودن!



کاش می شد از استعداد خودم استفاده کنم!

این حرف ها رو ولش رونیک بعد از یک سال بی کاری فکر می کنی چی کار می تونی بکنی:
خوب بحث شبکه کامپیوتر
یا باید بری استخدام بشی که اگه می خواستی بشی تا حالا شده بودی! این همه دنبال شرکت بودی پیدا نشده دیگه نشده...
خودت یک کار شبکه راه بندازی.
کلا بی خیال شبکه بشی.
وابسته به بند پ بشی و ازش بعد از یک سال کمک بخوای.

هر جور ی که نگاه می کنم هیچ کاری نمی شه کرد جز استفاده از شناسیت جهت ورود به یک سازمان.
شبیه به پارتی اما خوب با این تفاوت که فقط برای ورود به یک شرکت ازش استفاده کنم. بیشتر شباهت داره به ضمانت تا پارتی.
دیگه حدودا همه راه ها رو رفتم هیچ کاری نشد.

می دونی چرا چون کار شبکه کامپیوتر نسبتا سرمایه ای که نمی خواد ... کار جور کردن هم استفاده از رابطه هاست.
من هم که رابطه ها رو ندارم .... بدست آوردن رابطه ها مدل های مختلفی یکیش این که یک جا استخدام بشی.
یا این که باج بدی!
یا استاد دانشگاه باشی.
یا روابط عمومی بالایی داشته باشی.

یا این که بی خیال هر چی لینک بشی و بری منت کشی یک لینک درست حسابی و یک جا کارمندی استخدام بشی و بی خیال استعدادی که فکر می کنی داری و نداری بشی و یک کارمند اداری که صبح می ره سر کار بعد از ظهر می یاد تو خونه ................
بهتر از یک سال بی کاری ه.
یا یک ماشین قستی بگیرم برم مسافر کشی.......




نوع مطلب : جمعه، نماز صبح خواب موندم، کار و درآمد زایی، 
برچسب ها : جویای کار،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1393/10/2 :: نویسنده : رونیک
آذر 92 :
آره خوب استرس که دارم واسه آینده ی شغلیم...
دلیلش هم مشخصه چون مدرک ندارم ...
کارم خوب هست ولی یه هویی بگن خداحافظ کلا خدا حافظم چون همین جا کار کردم ...

دی ماه 93 :
یه هویی صحبتمون شد ( کل کل و این جور حرف ها که بیشتر اثبات مدیریتی بود ) /// حدودا پنج ماه پیش....
از اون موقع بی کارم....

کاش درست @ حسابی تر درس می خوندم ...
حداقل الان کاردانی برق داشتم می تونستم کاردانی به کارشناسی کامپیوتر شرکت کنم و ادامه بدم یک کارشناسی کامپیوتر بگیرم.
الان بخوام از کاردانی علمی کاربردی کامپیوتر شروع کنم خیلی سختمه ...
با بیست و پنج سال سن برم کنار یک شخص هیجده ساله بشینم سره کلاس!!!

البته امسال هم کاردانی علمی کاربردی ثبت نام کردم ... پول نداشتم!
یعنی کار نداشتم که پول داشته باشم که درس بخونم ...

دو سال پیش هم قبول شدم : پول داشتم و کار هم داشتم ولی خوب باز وقت نداشتم!!!
عجب معادله ای شده ...
مثل این که قراره تا آخر عمرم دیپلم باقی بمونم ...

و این برام خیلی خیلی سخت هست که بدونم استعداد بالا و با هوش اما این جوری ه وضعیتم!
بی کار اونم حدود شش ماه!!!

دیپلم....

البته موقعیت نا به هنجار زندگیم هم شاید تاثیر گذار هست...
اصلا حال و حوصله ندارم ...
اینترنت هم ندارم ...
پول هم ندارم ...
کار هم ندارم ............
مدرک هم ندارم ...
وضعیت زندگیم و موقعیت زندیگم و شرایطم .......................................
بیست و پنج سالم هست ( ریپلی حرف های گذشته )
» ظاهرا من آدم موفقی نیستم ...

::::::

bikari pic


::::
حدود یک سال بود مطلبی توی وبلاگ ننوشتم:
دلایلش بی حوصلگی ...
خستگی ...
بی کاری ...
اینترنت نداشتم ...
نا امید از ادامه دادن وبلاگ بخاطر این که هدف اصلیم این نبود که الان هست ...
"""
قصدم از وبلاگ نوشتن : نشان دادن زندگیم بود ... این که چه طوری دارم زندگی می کنم به عنوان یک مسلمان!
تا بگم یک مسلمان هم یک زندگی عادی داره و می تونه بهترین زندگی دنیایی رو داشته باشه...

اما چند اصل و اساس بود که نوشتن اون موضوعات رو جزو محدودیت هام قرار دادم ...
یکی از این با اهمیت ها : خانواده بود ...
که خوب بعد چند وقت قرار گذاشتم که در مورد خانواده نمی نویسم :
و حالا درست یا غلط یا بنا به چه دلیلی بماند ...
اما نشد که خودم رو بنویسم و بگم کی هستم ...
چون خانواده خیلی خیلی در نوع زندگیم من مهم هست و تاثیر گذار...
شاید یکی از دلایل مهم دپرسیم مشکلات خانوادگی هست که نمی خوام این جا بنویسم همون طور که خوشی های خانوادگی رو ننوشتم...




نوع مطلب : سه‌شنبه، نماز صبح خوندم، کار و درآمد زایی، 
برچسب ها : گذشته کاری و آینده ی کاری، کار، بی کاری، دیپلم بی کار، بی کاری پنهان، بی کاری در ایران، کار دیپلم،
لینک های مرتبط : دغدغه ی مالی،




( کل صفحات : 89 )    1   2   3   4   5   6   7   ...